أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
169
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
1 - قطبى در كتاب الإعلام پس از اشاره به اين كه عمران در آن زمان از آن چاه فراتر نمىرفته است ، گويد : اما در زمان ما - كه مقصودش اوايل دوران عثمانى است « 1 » - آبادى تا حدود زيادى به سمت مَعْلات پيش رفته است . « 2 » اشارهء او به توسعهء آبادى در سمت مَعْلات ، اشاره به آن دارد كه مسجد الرايه با مَعْلات فاصله داشته است . اگر فرض كنيم كه مسجد الرايه همان است كه برابر بازار است ، بايد گفت فاصلهء ميان آن و مَعْلات بسيار اندك است و كمترين آبادى مىتوانسته آن را مستقيم به مَعْلات وصل كند . اما اگر مسجدى را كه در جودريه است ، مسجد الرايه بدانيم ، سخن قطبى كاملًا درست مىنمايد ، زيرا مقدار فاصلهء ميان آنجا و مَعْلات مىتواند اين جملهء قطبى را توجيه نمايد كه عمران به مقدار زيادى به سمت مَعْلات پيش رفته است . 2 - مورّخان مكه مىگويند كه وقتى ابن زبير راهى را گشود كه ما امروز به آن فلق مىگوييم ، هدفش آن بود تا خانههايش را در منطقهء سويقه به باغهايش از اين مسير متصل كند . آنچه مىتوان از اين نكته دريافت اين است كه باغهاى او چندان از فلق دور نبوده و چنان مىنمايد كه موقعيت آن در محل بازار يا نزديك آن بوده است ؛ زيرا بازار به جاى باغهاست و همچنان آثار آن در حاشيهء آن موجود است . بنابراين اگر درست باشد كه باغهاى او در محل بازار يا نزديك به آن بود ، بعيد مىنمايد كه خانههاى مكه تا جايى برابر باغها بوده باشد ، زيرا به طور معمول در شهرها ، باغهاى هر شهر در نواحى اطراف آن است . از آنجايى كه روزگار ابن زبير چسبيده به دوران اموى است ، تصور چنان است كه باغهاى او در نواحى مكه بوده و آبادى مكه و خانههاى آن تا جايى دست كم صد متر پيش از باغها بوده است . اين همان چيزى است كه با محل مسجد موجود در پشت شركت برق امروزى قابل تطبيق است . بنابراين ، آنچه درستتر به نظر مىرسد اين است كه گفته شود مسجد الرايه و چاه مطعم همان دو جايى هستند كه برابر شركت برق در جودريه قرار دارند ، جايى كه انتهاى خانههاى مكه در دوران اموى بوده است .
--> ( 1 ) . محمد بن احمد بن محمد نهروالى مشهور به قطبى متوفاى سال 990 است . « ج » ( 2 ) . الإعلام ، ص 43 .